آمدوصدها سبد عشق از نگاهم چید ورفت
خوشه های خیس باران خورده را دزدیدو ورفت
بی مروت انقدر از اشک هایم شرم داشت
پشت اقیانوس چشمم بی صدا غلتید و رفت
تا مرا در پیچ وتاب گیسوانش گم کند
با صدای گریه هایم اندکی رقصید و رفت
با همان دستان گرم ولهجه شیرین خود
از غم وغربت برایم نسخه ای پیچید ورفت
کاشکی این آسمان در هم می شکاف
آخرین باری که بر احساس من خندید ورفت
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385ساعت 12:25  توسط سنگ صبور...
|
آمــد امـــا بي صدا خنديد و رفت
لحظه اي در كلبه ام تابيد و رفت
آمـــد از خــاك زمين اما چه زود
دامن از خاك زمين برچيد و رفت
ديــده از چشمـان من پنهان نمود
از نــگاهــم رازهـا فهميد و رفت
گفتم اينجا روزني از عشق نيست
پيكـرش از حرف من لرزيد و رفت
گفتـم از چشمـت بيفشـان قطره اي
ناگهان چون چشمه اي جوشيد و رفت
گفتمـش مــن را مبــر از خــاطــرت
خاطراتش را به من بخشيد و رفت
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385ساعت 14:5  توسط سنگ صبور...
|
من بدم مي آيد:
شده تا حالا از چيزي بدتون بيايد آنقدر كه بخواهيداز جلو چشمتون دورش كنيد؟
من بدم مي آيد!! از اينكه سر كلاس به بغل دستي ام نگاه كنم تا بپرسم“جمله ي آخر استاد چه بود” و ببينم به جاي تخته به پاي دختر جلويي نگاه مي كند. چون فاصله بين پاچه شلوار تا كفشش حداقل 7ـ8 سانت است!!
من بدم مي آيد!!از اين كه دوستم موقع جزوه گرفتن از دختر همكلاسيمان به جاي آنكه نگاهش به جزوه باشد،به ناخن هاي نارنجي رنگش نگاه ميكند!!
من بدم مي آيد!!هر وقت به تريا ميروم بايد از جلو دانشجوياني رد شوم كه بدون هيچ خجالتي در مورد مش موي دختر همكلاسيشان صحبت ميكنند!!
من بدم مي آيد!!از اين كه وقتي از دوستم ميپرسم“ كدام يك از دخترها جزوه ي تميزي دارد” بگويد همان كه رژ مسي ميزند و پشت چشمش را آبي ميكند!!
من بدم مي آيد!!از اين كه ساعت 5/7 صبح به يكي از دخترهاي كلاسمان از اتوبوس پياده ميشويم. اما هميشه ديرتر از من به كلاس ميرسد ، چون اول به دستشويي هاي دانشگاه ميرود و بعد با صورت رنگي تري به كلاس مي آيد!!
استاد… چند روز پيش وقتي كلاس تمام شد گفت كه معايب مانتو تنگ از مزايايش بيشتر است. ميخواستم حالا كه استاد بحثش را مطرح كرده، بروم و از آن دختري كه مانتواش آنقدر تنگ است كه هرلحظه فكر ميكني الان نفسش بند مي آيد يا دكمه اش مي پرد هوا ، بپرسم لطف آنكه بدنش را براي اين همه چشم در اين لوله بخاري قاب گرفته چيست؟اما نرفتم چون نمي خواستم كسي مرا كنار او ببيند!
من بدم مي آيد!! از اين كه دانشگاه به جاي آنكه چيزي به آدم بدهد چيزي ازش بگيرد. آن هم چيزهاي ناياب و باارزشي مثل حيا از دخترها و غيرت از پسرها!!
…………………
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 18:24  توسط سنگ صبور...
|
در عين نا اميدی تو در ضمير منی
چگونه از تو گريزم که ناگزير منی
تمام هستی ام از توست سرافرازی نيز
مرا از هر دو جهان جمله بی نيازی نيز
به روز حادثه تنها تو دستگير منی. . .
+ نوشته شده در شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 12:36  توسط سنگ صبور...
|
سلام! فيزيکدانها ميگن : نور بخش قابل رويت طيف الکترومغناطيسه که جهان رو احاطه کرده. میزان اين بخش قابل رويت برای جانداران مختلف متفاوته. اما برای انسان: طول موجهای ارسالی از طيف الکترومغناطيس مابين حدودا ۳۶۸ تا ۷۶۸ نانومتر بصورت نور قابل رویته . یعنی طول موجهای بالاتر از ۷۶۸ و کوتاهتر از ۳۶۸ نانومتر در حالیکه وجود داره برای انسان قابل رویت نیست. با توجه به اينکه هر نانومتر برابر با يک میلیاردم متره روشن ميشه که ما فقط بخش بسيار کوچکی از اين طيف رو ميتونيم ببينيم و بخش بسيار عظيمی از اون رو نميتونيم ببينيم. در حاليکه اگر چشمان ما تواناتر بود قطعا ميتوانستيم بسياری از آنچه الان نميبينيم را ببينيم. و اگر اينطور ميشد بسياری از آنچه امروز برای ما انسانها غيرممکن است امکان پذير ميشد. کما اينکه برای برخی جانداران ديگر امکان پذير است. البته اين صرفا مثالی بود از محدودیتهای یکی از قوای جسمانی ما و نمونه ای کوچک از عظمت کائنات. بدون شک ساير قوای جسمی و روانی ما انسانها محدوديتهای بسياری دارد که ما را از درک و کاربرد بسیاری از آنچه هست محروم ميکند. حال اگر ما آنچه را نميبينيم بگوييم نيست يا وجود ندارد بی شک دچار رکود و واپس ماندگی خواهيم شد. اعتقاد دارم آنکه احساس تنهايی ميکند مشکلش تنها بودن نيست بلکه نديدن تنهاست.
اين بحث سنگينی است که سعی کردم خلاصه مطرح کنم باشد که انديشه کنيم
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 20:11  توسط سنگ صبور...
|
همه آدمها با هم برابرند ، اما پولدارها محترمترند . همه آدمها با هم برابرند ، اما دخترها پرطرفدارترند . همه آدمها با هم برابرند ، اما بچهها واجبترند . همه آدمها با هم برابرند ، اما خانمها مقدمترند . همه آدمها با هم برابرند ، اما سياهها بدبختترند و سفيدها برترند... البته تبعيضي در كارنيست . در كل همه آدمها با هم برابرند ،
اما بعضيها برابرترند
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 19:35  توسط سنگ صبور...
|