تبليغاتX
سنگ صبورم کی می تونه باشه ؟خدا می دونه !

سنگ صبورم کی می تونه باشه ؟خدا می دونه !

 

کوچیک که بودم همیشه خیال بافی می کردم.هیچ وقت به فکر اینکه چه کاره میشم نبودم...معمولا بچه ها میگن بزرگ که می شیم:دکتر می شیم...مهندس می شیم...خلبان می شیم.ولی یادمه همیشه می گفتم که می خوام مرد بزرگی بشم. و میخواستم که مرد بزرگی بشم...اما هیچ وقت تعبیر و تفسیر و تعریفی برای مرد بزرگ بودن نداشتم...اما حالا که حدودا ۲۵ سالمه و هنوز در حالت خوشبینانه یک چهارم زندگی ام رو هم نگذروندم(شایدم یک سوم)ولی می دونم مرد بزرگ یعنی چی و یه آدم چطوری مرد بزرگیه...ولی اینو هم تقریبا فهمیدم که مرد بزرگ بودن خیلی سخته و من هنوز یه آدم ساده و کوچیک هستم...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت 21:12  توسط سنگ صبور...  | 

سلام

من فقط اومد یه چیز بگم و برم

طبق معمول

بیست و چهار سال پیش در چنین روزی(۲۸/۱۲/۱۳۶۱)خداوند کریم و متعال من رو به بابا و مامانم عیدی داد.الان هم تقریبا فکر کنم یه ده دوازده ساعته که به دنیا اومدم.تازه بعد از عید مامان و بابام به همه می گفتن بچه مون یه سالشه.پارسال به دنیا اومده.درست هم میگفتن....

اما خب به هر حال تولدم مبارک

ممنون از کادوهاتون....شرمنده ام نکنید....ممنونم..من متعلق به هم شما هستم....

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت 20:13  توسط سنگ صبور...  | 

درهمه لحظات فقط خدا...

درلحظات شادی خدا را ستايش كن

درلحظات سختی خدا را جستجو كن

  درلحظات آرامش خدا را مناجات كن

 درلحظات دردآور به خدا اعتماد كن

و در تمام لحظات خدا را شكر كن

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 17:34  توسط سنگ صبور...  | 

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین

                          

مولا شنیدم لاله ها را دوست داری
آئینه های آشنا را دوست داری
با یاد قرآنی که بر نی خوانده می شود
صوت مناجات و دعا را دوست داری
مولا شنیدم نی حکایت کرد از تو
می گفت دل های رها را دوست داری
مولا شنیدم در مقام آسمان ها
تنها زمین کربلا را دوست داری
مولا اگر چه این لیاقت را نداریم
اما بگو آیا تو ما را دوست داری؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم اسفند 1384ساعت 19:51  توسط سنگ صبور...  | 

ارسالی از ناشناس...!

همیشه با بدست آوردن اون کسی که دوستش داری
نمی تونی صاحبش بشی ،
گاهی وقتا لازم هست که ازش بگذری
تا بتونی صاحبش بشی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم اسفند 1384ساعت 22:39  توسط سنگ صبور...  |